الشيخ المنتظري

164

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

و سوسمار را هم « الضّبّة » فرموده كه به معناى سوسمار مادّه است ، مثل اين كه سوسمار مادّه از سوسمار نر بيشتر مىترسد . حاصل جنگ به همراه راحت طلبان « الذَّلِيلُ وَاللهِ مَنْ نَصَرْتُمُوهُ ، وَمَنْ رَمَى بِكُمْ فَقَدْ رَمَى بِأَفْوَقَ نَاصِل ، وَاِنَّكُمْ وَاللهِ لَكَثِيرٌ فِى الْبَاحَاتِ قَلِيلٌ تَحْتَ الرَّايَاتِ » ( به خدا سوگند ذليل و خوار است كسى كه شما او را يارى كنيد ، و كسى كه به وسيله شما تير اندازد با تير سر شكسته بى پيكان تير انداخته . به خدا سوگند شما در عرصه خانه ها زياد هستيد و در زير بيرقها كم . ) وقتى كه حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) در جمله قبل مردم كوفه را در ترس به سوسمار و كفتار تشبيه فرموده ، خوب اگر كسى از روى ناچارى به همين افراد و مردم ترسو احتياج داشته باشد خيلى ذليل است ، آنقدر آنها را بىوفا دانسته كه مىفرمايد : « و من رمى بكم فقد رمى بافوق ناصل » كسى كه به وسيله شما به دشمن خود حمله كند و به آنها تيراندازى كند ، مانند كسى است كه با تيرهاى شكسته بى پيكان تيراندازى كرده باشد . « فُوق » آن سر تير را كه با زه كمان تماسّ دارد مىگويند ، و « نصل » پيكان يعنى آهن تير را مىگويند ، و « افوق ناصل » يعنى تير شكسته بى پيكان . « و انّكم والله لكثير فى الباحات » ، « باحات » جمع « باحة » به معناى عرصه اى است كه در آن اجتماع مىكنند ، محلّ اجتماع را « ساحة » مىگويند ، پس « باحات » به معناى « ساحات » است ; مىفرمايد : وقتى توى ميدانها و محلّ هاى اجتماع جمع مىشويد خيلى زياد هستيد ، ولى « قليل تحت الرّايات » وقتى اعلام جنگ مىشود و بيرق جنگ برافراشته مىشود شما كم هستيد ، تعداد كمى از شما زيرِ بيرق جنگ اجتماع مىكنند .